سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
.
یا حسن ابن علی ...

یه شعری بود میگفت شاید امسال برا ارباب بمیرم ...

 

 

امسالم گذشت ...



[ یکشنبه 92/8/26 ] [ 6:30 عصر ] [ mohammad mAhdi ]

نظر

ای یار...

کاش بودی...



[ شنبه 92/8/11 ] [ 6:4 عصر ] [ mohammad mAhdi ]

نظر

برای پاییز عزیز

که دوباره داری میای

که دوباره داری میای و یک عالمه حس خوب برامون میاری

که دوباره زیر بارونای محشرت راه بریم و خیس بشیم ؛ خیسه خیسه خیس

که دوباره به خاطرش سرما بخوریم ولی بگیم مهم نیست

که دوباره دستامم تو جیبم باشه و هدفون تو گوشم و سیاوش بخونه و زیر چنارای محشره ولیعصر  نفهمم که کی از پارک وی رسیدم تجریش

که دوباره بریم کافه فرانسه و بعد از یه روز سرد پیراشکی و شیرکاکائو بخوریم ؛ داغه داغه داغ

که دوباره هی زیر پاهامون برگا خش خش کنن و این حس انقدر خوب باشه که از پیاده روی خسته نشی

که دوباره از شنیدن صدای گریه خوشحال بشیم ؛ حتی ذوق مرگ بشیم ؛از صدای گریه ی آسمون

که دوباره آرزو کنیم ای کاش میشد زیر بارون هم سیگار کشید ، و تو دلمون بگیم وای اگه میشد چی میشد ...

که دوباره تو شبای بلند دوست داشتنیت همه ی کتابهای نخونددمو میخونم 

که دوباره میای و منی که به این چیزا اعتقادی ندارم هم حسرت میخورم که ای کاش به جای یه فروردینی یه آبانی بودم ...

که دوباره میای و باعث میشه غم و غصه هام رو برای چند روز فراموش کنم

که دوباره ...

که دوباره ...

که دوباره ...

 

ممنونم که داری میای ؛ پاییز شاه...



[ چهارشنبه 92/6/27 ] [ 5:34 عصر ] [ mohammad mAhdi ]

نظر

دیالوگ...

ایران: بیژن ! یه قولی بهم میدی؟
بیژن: تا چی باشه !

ایران : اینکه هیچوقت منو فراموش نکنی ، حتی اگه تَرکم کردی...
بیژن : قول لازم نداره ، وقتی یکی وارد ِ زندگی آدم بشه ، آدم بخواد نخواد اون جزئی از خاطراتشه !

ایران : حتی اگه بره ؟
بیژن : حتی اگه بره ...
در چشم باد-مسعود جعفری جوزانی



[ سه شنبه 92/6/19 ] [ 10:39 صبح ] [ mohammad mAhdi ]

نظر

...

+ به عشق در یک نگاه اعتقاد داری؟

- به عشق جز در یک نگاه اعتقاد ندارم ...

 

مکالمات



[ یکشنبه 92/6/10 ] [ 5:53 عصر ] [ mohammad mAhdi ]

نظر

کسی مست نشد با من ...

ساقی به پیاله باده کم می ریزی

این میکده را چرا به هم می ریزی؟!

از گردش ساغرت شکایت دارم

آسوده بریز! بنده عادت دارم

با خستگی آمدم؛ فرح می خواهم

سجاده و تسبیح و قدح می خواهم

ما قوم عجم به باده عادت داریم

بر پیر مغان «علی» ارادت داریم

بر طایفه مان نگاه حق معطوف است

. میخانه ی شهر طوس ما معروف است

من اهل ری ام؛ مست ولی اللهم

یک خمره میِ سفارشی می خواهم

در روز ازل که دل به آدم دادند

فریاد زدم؛ پیاله دستم دادند

فریاد زدم علی – پناهم دادند

این گونه به این میکده راهم دادند

با دیدن این شوق عنایاتی کرد

لبخند علی مرا خراباتی کرد

من مستِ مِی ابوترابم یک عمر

سر زنده به نشئه یِ شرابم یک عمر

یک ثانیه بی شراب نتوانم زیست

در مذهب ما حلال تر از مِی نیست

جامی بده لب به لب، خرابم ساقی

از مشتریان خوش حسابم ساقی

ساقی بده باده ای که گیرا باشد

از خُم کهنسال تولا باشد

ساقی بده باده ای که روشن باشد

خوش رنگ و زلال و مرد افکن باشد

زُهاد پر از افاده را دل خور کن

با نام خدا پیاله ها را پر کن

بد مستیِ من قصه ی پر دنباله است

زیرِ سرِ باده ای صد و ده ساله است

این بزم مرا اهل سخن می سازد

تنها مِی کوثری به من می سازد

من معتقدم باده سرشتی دارد

انگور نجف طعم بهشتی دارد

می داخل خُم سینجلی می گوید

قُل می زند و علی علی می گوید

هُوهُویِ تمام خمره ها را بشنو

تفسیر شگرف «هل اتی» را بشنو

با تلخی این دُرد، رطب می چسبد

با حال خوشم توبه عجب می چسبد

گویم به تو حرف عشق بی پرده علی

این شور، مرا به رقص آورده علی

با غصه و غم عجب وداعی دارم!

سرمست توام! چه خوش سماعی دارم!

هوُ هوُ نکنم؛ جنون مرا می گیرد

این دل به هوای کربلا می گیرد

دیوانه ترم نکن، کجا می کِشیم!؟

سمت حرم دوست چرا می کِشیم؟

تا طور کشانده ای، عصا می خواهم

                                                                                                              یک تذکره یِ کرببلا می خواهم



[ دوشنبه 92/5/7 ] [ 4:17 عصر ] [ mohammad mAhdi ]

نظر

این نیز بگذرد

قبلترها عزیزی بود که در ایام ماه رمضان موقع افطار که میدیمش میگفت امروز هم گذشت ،چه برای اونایی که روزه گرفتن چه برای اونایی که نگرفتن ...

 

امروز یازهمین روز این ماه خوب خداست

بقیش هم به همین سرعت میگذره چه برای کسایی که روزه گرفتن و چه برای کسایی که روزه نگرفتن ...

 

پ.ن: و چه بد خسرانی است ،خسران عظیم

پ.ن2: مادر(س) ؛ یه نگاه کنی تموم همه ی غم و دردام ...



[ شنبه 92/4/29 ] [ 9:46 صبح ] [ mohammad mAhdi ]

نظر

روزه

روزه یعنی عطش روضه ی لبهای حسین ...



[ چهارشنبه 92/4/19 ] [ 9:51 عصر ] [ mohammad mAhdi ]

نظر

ماه خدا

در شب اول این ماه پی ماه مرو

ماه این ماه شب نیمه ی آن می آید ...

 

یا حسن ابن علی

 

رمضان مبارک



[ سه شنبه 92/4/18 ] [ 8:11 عصر ] [ mohammad mAhdi ]

نظر

حاج احمد...

حاج احمد امسال شد سی و دو سال...

سی و دو ساله که دیگه پیش ما نیستی

همیشه احساسم این بوده که زنده ای و یه روزی برمیگردی

اصلا شاید خدا نگهت داشته برای روزهای سخت سید علی

تا یه روزی برگردی و بشی مالک اشتر آقا

حاجی یه روز گفتی ما با اسراییل وارد جنگ میشویم ، حالا کجایی تا ببینی شاگرانت، بچه شیعه های لبنانی چه بر سر اسراییل آوردن

حاج احمد ؛ یه عده میگن شهیدشدی،حتی جلوی اسمت عنوان شهید میذارن ولی ما ناامید نمیشیم

حاج احمد برگرد ،سید علی تنهاست...



[ چهارشنبه 92/4/12 ] [ 10:0 صبح ] [ mohammad mAhdi ]

نظر